"دنيا حق دارد كه بداند"
تعقيب اينترنتي نمادي از درهم تنيده شدن فضاي واقعي و فضاي مجازي
نام فيلم : تعقيب اينترنتي ( Track Down )
محصول كشور آمريكا
سال توليد : 2003
ژانر : مجازي - واقعي
كارگردان : جو چاپل
بازيگران : اسكيت اولريچ – راسل وانگ – آنجلا فيدراستون – كريس مك دونالد – تام برينگر
آهنگساز : كريس هولمز

خلاصه فيلم :
كوين ميتينك ، بزرگترين هكر دنيا كه با قرار التزام از زندان آزاد شده بود، در طول دوره آزادي خود با سيستمي به نام " SAS " آشنا ميشود كه توسط شركت كاليفرنياي جنوبي در اختيار پليس گذاشته شده تا توسط اين سيستم به مكالمات تلفني شهروندان در هر زمان و هر مكاني دسترسي داشته باشند.
كوين تصميم مي گيرد تا وارد اين سيستم شده و با پيدا كردن كدهاي مخصوص اين سيستم ، به زعم خودش وارد يك بازي مافيايي شده تا پليس و وزارت دادگستري را شكست داده و از تمامي اطلاعات آنها آگاهي يابد.
با تمام شدن زمان آزادي كوين ، او ديگر به زندان باز نمي گردد و توسط پليس تحت تعقيب قرار مي گيرد . از طرفي كوين با هك كردن كامپيوتر " تسومو شيمورا " ، برترين متخصص تكنولوژي حفاظت از سيستم هاي كامپيوتري ، توسط او نيز تحت تعقيب قرار مي گيرد . كه اين باعث مي شود تا تعقيب كوين توسط پليس و در فضاي واقعي و توسط شيمورا و در فضاي مجازي صورت گيرد. كه نهايتا اين تعقيب و گريز به دستگيري كوين و فرستادن او به پشت ميله هاي زندان منجر مي شود.

فيلم تعقيب اينترنتي را مي توان در قالب يك ژانر جديد به نام ژانر مجازي – واقعي بررسي كرد. به اين دليل كه اتفاقات اين فيلم در بستري از فضاي مجازي و فضاي واقعي رخ مي دهد و به نوعي اين فيلم درهم تنيدگي اين دو فضا را به تصوير مي كشد.
با ظهور اينترنت و گسترش آن در زندگي بشر ، ديگر انسان محدود در قلمرو جغرافيايي اطراف خودش نيست و امكان دسترسي و نفوذ به دور دست ها و ديگر نقاط را پيدا كرده است . فيلم تعقيب اينترنتي مي تواند آغازي براي ژانر مجازي – واقعي در دنياي سينما باشد .
سينمايي كه براي عقب نماندن از قافله ي جهاني بايد نگاه يك بعدي و مكانمند خود را ، هر چه بيشتر گسترش داده و به اهميت فضاهاي در دسترس مجازي و امكاناتي كه اين اين فضا در پيشرفت و تحول زندگي بشر ايجاد كرده ، توجه بيشتري مبذول دارد.
شخصیت ها:
همانطور كه اشاره شد ، اتفاقات اين فيلم در بستري از مجاز – واقعيت روي مي دهند و شخصيت هاي اين فيلم براي پيشبرد اهدافشان درگير در جهان دو فضايي هستند .
فيلم داراي دو شخصيت اصلي مي باشد كه يكي از آنها هكري به نام " كوين ميتينك " است كه در طول فيلم مجرمي تحت تعقيب است. كوين با پدر خود رابطه نامناسبي داشته و يك فرد طرد شده از طرف دولت است
، نابغه اي باهوش است كه امكان نفوذ به هر سيستمي وامكان دريافت اطلاعات از هر سيستمي را دارد. در مقابل كوين ، شخصيت " تسومو شيمورا " وجود دارد كه يك خارجي است ولي با صدها دستگاه دولتي و شركت معتبر ، و همين طور چندين وزارتخانه رابطه و همكاري دارد و برترين فيزيكدان كامپيوتري كشور آمريكاست .

ماجراهايي كه در طول فيلم و بر محوريت اين دو شخصيت روي مي دهد ، مخاطب را وارد فضايي مي كند تا هرچه بيشتر تفكر كند و دنياي پيرامون خود را صريح تر درك كند . دنيايي كه با توجه به پيشرفت هاي تكنولوژيكي نوين ، هر چه بيشتر پيچيده شده و در عين حال بسيار ساده تر از گذشته شده است . يك پيچيدگي و سادگي كه ماحصل همين تكنولوژي ها و بالاخص تكنولوژي هاي وسايل ارتباطي تله ماتيك است .
ما اتفاقات اين فيلم را بر پايه ي مفاهيم پارادايم دو جهاني شدن به تحليل خواهيم نشست و كاركردهايي را كه دوجهاني شدن براي انسان امروزه دارد را بر طبق نشانه هاي درون فيلم بيان خواهيم كرد .
به طور خيلي ساده مفهوم دو جهاني شدن اشاره به رشد و پيدايش يك جهان جديد در امتداد جهان واقعي دارد ، جهاني كه برخاسته از پيشرفت هاي تكنولوژيكي – ارتباطاتي است. جهاني كه موسوم به جهان مجازي است و امكانات بسياري را براي تمامي انسان ها فراهم ساخته تا خود را از مشكلات و قيد و بندهاي جهان واقعي برهانند .
اما نكته مهمي كه بايد ذكر كرد اين نكته است كه ، اين فضا با توجه به تمامي امكاناتي كه فراه كرده ، داراي آسيب هاي نيز است.
فيلم تعقيب اينترنتي به خوبي امكانات و آسيب هاي اين فضا را در مقايسه با فضاي واقعي به تصوير مي كشد . ضمن اينكه فيلم در نشان دادن وابستگي اين دو فضا به يكديگر و ارتباط مستقيمي كه فضاي واقعي و فضاي مجازي داردن نيز موفق عمل كرده است .
پارادايم دو جهاني شدن نيز به طور صريح به اين موضوع تاكيد دارد كه فضاي مجازي و فضاي واقعي داراي ظرفيت هاي متفاوت هستند ولي در عين حال ، دوقلوهايي بهم چسبده هستند كه جدا ناپذيرند ( عاملي، 2003).
يك نكته مهم در عصر ارتباطات و اطلاعات، امكان دسترسي هر چه بيشتر انسان ها به اطلاعات و اگاهي است.امروزه اينترنت بستري را فراهم ساخته تا دسترسي به اگاهي ورفع نيازهاي اطلاعاتي به راحتي امكان پذير باشد و ديگر دولت ها، حاكم بر اطلاعات نيستند.
ما در فيلم تعقيب اينترنتي شاهديم كه كوين در توجيه اعمال خود بيان مي دارد كه عموم مردم حق دارند بدانند اما باندهاي مافياي و دولتي اطلاعات را به مردم نمي دهند. به همين دليل او با هك كردن ونفوذ به سيستم هاي اطلاعاتي سعي ميكرد تا اطلاعات را به دست اورد و انها را به اموال عمومي تبديل كند . كوين اعتقاد داشت هك كردن يك خدمت اجتماعي به مردم است و حتي خيلي وقت ها دفاع از خود است .
كوين از طريق ورود به فضاي مجازي و شكستن كدهاي سيستم هاي كامپيوتري ادارات دولتي اطلاعت دلخواه را بدست مي اورد. او اين كارها را يك مقابله به مثل در ازاي كارهاي پليس مي دانست .
در اين فيلم شاهد بوديم كه پليس و دولت به طور مخفيانه به مكالمات و اطلاعات شخصي مردم دسترسي داشتند و اين كار را با جاسازي وسايل شنود در موبايل ها و..... انجام ميدادند. اما اگر شخصي اين اقدام را عليه دولت انجام مي داد او را محاكمه مي كردند. مثل همان اتفا قي كه براي كوين ميتينك افتاد.
شايد در گذشته امكان ردگيري مكالمات به اساني امروز نبود و يا اين كه ،اين اتفاق تنها توسط دولت ها مي توانست صورت بگيرد.
اما با گسترش و نفوذ فضاي مجازي و امكانات تكنولو ژيكي، كوين كه يك فرد عادي بود توانست از اين طريق به مقابله ي با دولت و پليس بپردازد. ضمن اين كه او مقدمات اعمال خودرا در فضاي واقعي پايه ريزي مي كرد و ابتدا با چرب زباني كردن، رمز ها و كدهايي را كه براي نفوذ به كامپيوترهاي شركت هاي دولتي لازم بود را از كاركنان انها دريافت مي كرد و سپس بقيه كارها را توسط كامپيوتر شخصي كوچكش انجام مي داد .
شايد دراين فيلم كارگردان مي خواست تا اشاره كند دولت ها هم چنان به دنبال حفظ سلطه خود بر مردم هستند و اين كار را حتي در فضاي مجازي نيز دنبال مي كنند، و اينكه دولت ها حق خود ميدانند كه به مكالمه هاو حتي اطلاعات شخصي شهروندان دسترسي داشته باشند اما ديگران حق ندارند به حريم دولت وارد شوند . در فيلم شاهد بوديم كه كوين به جرم ورود ونفوذ به كامپيوتر ها و مختل كردن سيستم هاي كامپيوتري محكوم بود، اما زماني كه "تسمو شيمورا "،يك برنامه نفوذ به سيستم هاي كامپيوتري به نام ،كان تمپت (Contempt ) را طراحي كرد ،مورد مجازات قرار نگرفت .او با طراحي اين سيستم امكان مختل كردن تمام برنامه هاي سيستم هاي كامپيوتري را فراهم كرده بود و به زعم خودش ، كانتمپت ، امكان بهم ريختن نظم يك شهر را داشت . اما چون او يك فرد وابسته به دولت بود ، هيچ گونه تهديدي شامل حالش نمي شد.
اما كارگردان قضاوت در مورد اين عمل را ، در يكي از سكانس هاي پاياني فيلم و در گفتگوي بيت كوين و شيمورا در زندان ، بيان مي كند. جايي كه كوين از شيمورا مي پرسد : " من چرا در زندان هستم و تو نيستي ؟ " و يا اين جمله " من چه كاري كردم كه خيلي بد بود و تو چه كاري كردي كه خيلي خوب بود ؟ ". و در جواب شيمورا مي گويد كه : " كاري كه من كردم بد بود و من الآن اين رو مي فهمم ".
شايد اين سكانس ، قضاوت كارگردان در مورد اين موضوع باشد. اين سكانس بيانگر اين نكته است كه در جامعه اطلاعاتي امروز ، همه ي شهروندان و دولتمردان ، بايد داراي يك خطوط قرمز يكساني باشند و تعدي و تجاوز به حقوق شهروندان از طرف دولت ها نبايد صورت پذيرد و اينكه امروزه هر فردي بايد سهيم در جريان اطلاعاتي روزمره باشد و البته با حفظ و رعايت خط قرمزها.
رابطه ی نشانه های فیلم وامکانات فضای مجازی:
حال به بررسي برخي از نشانه هاي درون فيلم مي پردازيم كه مويد امكاناتي است كه فضاي مجازي در اختيار شهروندان قرار داده است .
* در طول فيلم شاهد بوديم كه كوين براي انجام كارهاي خود در فضاي مجازي ، نيازمند يك مكان مشخص و يا تجهيزات ويژه نبود ، بلكه كوين در هر جايي مي توانست وارد اين فضا شود. مثلا او در خانه آلكس دوست خود ، در حمام خانه اش ، در رستوران ، در حمام و حتي در سطل زباله ، مشغول انجام فعاليت هاي خود بود و نياز به هيچ تجهيزات خاص و مكان مشخص و ثابت نداشت. اين دقيقا يكي از فرصت هايي است كه فضاي مجازي در اختيار انسان قرار داده است.
* در صحنه ي ديگري از فيلم كه شيمورا به دنبال كوين مي دويد، ديديم كه كوين به دروغ به كساني كه در اطراف آنها حاضر بودند گفت :"اين مرد ( شيمورا) كيف من رو دزديده " و در اين هنگام چند مرد كه اين جمله را شنيدند ، بدون هيچ دليلي و شايد به خاطر ايننكه شيمورا يك خارجي بود ، حرف كوين را باور كرده و به سمت شيمورا حمله ور شدند و او را كتك زدند. اما در فضاي مجازي ، نژاد و قوميت باعث نمي شود تا افراد منطق را زير پا بگذارند و بي دليل اين حرف را باور كنند. بلكه فضاي مجازي يك فضاي خالي از تبعيض و نژاد گرايي است.
* در صحنه ي ديگري از فيلم وقتي كه شيمورا احتياج به دريافت برخي اطلاعات از يك كارمند ، با لحني عصباني از كارمند خواست تا اطلاعات را در اختيار او قرار دهد ، اما كارمند از انجام اين كار امتناع كرد. بار دوم كه شيمورا ين درخواست را با لحني آرامتر و با واژگاني ديگر بيان كرد ، كارمند درخواست شيمورا را پذيرفت.
اما در فضاي مجازي اين مشكلات وجود ندارد ، زيرا فضاي مجازي ، فضاي منطق است و كارها نه به خاطر نوع بيان و لحن ، بلكه به طور سيستماتيك و بر پايه ي منطق صورت مي گيرد.
## حال به بيان برخي از آسيب هاي فضاي مجازي نسبت به فضاي واقعي ، با توجه به نشانه هاي فيلم مي پردازيم.
فيلم در ابتدا با بيان معضلات فضاي مجازي آغاز شد و گفتارهايي كه از چند مصاحبه تلويزيوني به طور سريع در ابتداي فيلم شنيده مي شد ، نشان دهنده ي اين نكته بود كه فيلم به آسيب هاي اين فضا نيز توجه دارد.
جملاتي از قبيل ؛ " سرتاسر كره زمين به اينترنت دسترسي دارند و اين يعني اينكه كل كره زمين به كامپيوتر شما دسترسي دارند" و يا " دزد اينترنتي پرونده هاي ارزشمندي را ازبين برد". اين جملا نشان دهنده ي آسيب هايي است كه فضاي مجازي آنها را به وجود آورده است. اما هر پديده اي معايب و محاسني دارد كه در مورد فضاي مجازي نيز اين امر صادق است . اما پرداختن بيش از اندازه به معضلات ، انسان را از توجه به امكانات باز مي دارد و اين باعث درجا زدن در يك مرحله است. لذا بايد با ديدي روشن و مثبت به اين پديده نگريست ، ضمن اينكه آسيب هاي آن را نيز بايد مورد توجه قرار داد و به صورت منطقي با آن برخورد كرد.
رابطه ي بين فضاي واقعي و فضاي مجازي در فيلم :
نكته اساسي و مهمي كه از فيلم تعقيب اينترنتي مي توان برداشت كرد ، وجود رابطه ي پيوسته بين دو فضاي واقعي و مجازي است. همان طور كه در سرتاسر فيلم شاهد بوديم ، تمامي اتفاقات فيلم در بستري از مجاز – واقعيت شكل مي گرفت .
تمامي تعقيب و گريزها در فضاي واقعي و رديابي ها در فضاي مجازي صورت مي گرفت و ننهايتا كوين نيز در خانه ي خود و پشت ميز كامپيوتر دستگير شد.
در طول فيلم شاهد بوديم كه كوين و شيمورا پس از هر تعقيب و گريزي به سراغ كامپيوتر خود مي رفتند و ماجرا را از آنجا ادامه مي دادند.
برداشت آخر:
با توجه به حقايق جهان امروز بايد حضور يك جهان مجازي را در امتداد جهان واقعي پيرامون خودمان بپذيريم و با چشماني باز به طرف آن حركت كنيم. اين جهان مجازي امكانات گسترده اي را در اختيار ما قرار مي دهد و ما بايد از اين امكانات به طور مطلوب استفاده كنيم و نبايد از آسيب هاي آن هراسي به دل راه دهيم . بلكه بايد با قانونمند كردن فضاي مجازي ، آن را در اختيار خودمان بگيريم . فيلم تعقيب اينترنتي تنها يك نمونه كوچك از توصيف رابطه ي دو فضايي شدن هاست و ما بايد به تمام ابعاد اين موضوع دقت داشته باشيم. دولت ها بايد بپذيرند كه ساز و كارهاي فضاي مجازي با فضاي واقعي تفاوت دارد و ديگر نمي توان انسان ها را محدود كرد ، بلكه بايد با استفاده از توانايي هاي بالقوه ي همه ي افراد ، آنها را در توليدات فضاي مجازي شريك كرد ، كه اگر غير از اين باشد ، آسيب هاي آن متوجه خود دولت ها نيز خواهد شد.
منابع :
- عاملي،س.(1385)، جزوه درسي مطالعات فضاي مجازي، ترم اول
- عاملي،س.(1383)،"شهر آرام در گرو دو فضايي شدن "،روزنامه دنياي اقتصاد ،31 خرداد